شما اینجا هستید
مجله فرهنگی و هنری » کاش…/ متن ادبی زیبا در مورد مشکلات جامعه از جنید باران زهی شاعر و نویسنده سراوانی


اختصاصی مجله فرهنگی و اجتماعی بیرک

 

کاش…

کاش مدرسه ای میشدم برای بچه های باهوکلات

یا که دفتری در دست دختربچه های معصوم ده

کاش برق میشدم برای مردم مظلوم بلوچستان

و یا ریالی برای دختر بچه های فال فروش سرزمینم تا به راحتی درسشان را بخوانند

کاش سرپناهی میشدم برای کارتن خواب های شهرم

و یا لقمه ای نان برای بچه یتیمی که از گرسنگی میپیچد به خود

کاش داروی شفای مریضی میشدم که توان خرید دارو ندارد

و یا لباس عید دختر بچه فقیری میشدم تا شب عید بخندد

کاش پمادی میشدم برای دستان یک بابای کارگر یا که عینکی برای چشمان مادری که با چشمان ضعیفش نان میگذارد سر سفره بچه هایش

.

کاش نور میشدم در پس‌این همه تاریکی

.

روز میشدم در پس اینهمه شب

.

لبخند میشدم در‌پس‌این همه اشک

.

کاش پیدا میشدم در پس‌اینهمه پنهان

.

.

کاش و کاش و کاش…..

 

کاش کتابی میشدم پر از درس های خوبه انسان بودن

پر از درس های انسان ماندن

تا همه این کاش ها از فرهنگ لغت خواسته کاسته شود

تا همه بخواهند در پس این کاش ها شوند

 

جنید باران زهی

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

بیرک |